اندر احوالات این روزها...
سلام پسر خوشگلم![]()
الان که دارم مینویسم تو دل مامان حسابی مشغولی و کاراته تمرین میکنی![]()
بعضی وقتا هم موج مکزیکی میری
جات حسابی تنگ شده یکمی دیگه
صبر کنی و تپل بشی میای بغل من و بابا قربونت برم
نازدار من جمعه 93/4/13با بابا جون رفتیم سونو
خدا رو شکر همه چی
خوب بود و حالت عالی بود وزنتم 2330 کیلو بود ماشاا... خیالم راحت شد خیلی
نگران وزنت بودم
یه خبر دیگه اینکه بابا باید سه ماه بره ماموریت و از ما دور
باشه درست زمان تولد تو
هم من هم بابا خیلی از این بابت ناراحت بودیم با
خانم دکتر مشورت کردیم گفت میشه دو روز قبل رفتن بابا شما بدنیا بیایی
وای
نمیدونی چقدر خوشحال شدیم مخصوصا بابا جون قراره 8 مرداد بشه روز تولد تو گوگولی من![]()
بی صبرانه منتظر اومدنت هستیم همه امید من و بابا هستی 
14 روز دیگه میایی بغل من و بابا جون
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اندر احوالات این روزها... 
